دستهای کوچک انتظار: 
آی بچّه های نازنین، فرشته های رو زمین
صفای خونواده ها، شکوفه های باغ دین
بیاید به قصه ها بریم، به قصه های آشنا 
بریم با هم به دور دورا، پیش دلای با صفا 
روی اَبرا سوار بشیم، به آسمون سفر کنیم
با یکی بود یکی نبود، شیطونو در بدر کنیم
یه روز خدای مهربون، به مردم اهل زمون
رسول و مقتدایی داد، گفت برو پیششون بمون
چه هدیه ای! که مژدشو خدا به مردم داده بود
گفته بود آی آدما ! یاد بگیرید از این وجود
اون که اومد، فرشته ها دور سرش می چرخیدن؟
اسمش محمد(ص) و گُلا به عشق اون می خندیدن
اون که اومد، خدا بهش کتابی آسمونی داد
کنار قرآن مجید، عترتِ مهربونی داد
فاطمه(ع) و علی(ع) شدن مادر و بابای همه
حسن(ع) اومد، حسین(ع) اومد شدن دلارای همه
بچه های فاطمه رو که تاج سر بودن همه
قدرشونو نفهمیدن، شدن اسیر تفرقه
آدم بدای قصّمون دشمنی کردن با خدا
حسودی کردن بهشون، کشتنشون بی انصافا
از دست اون آدم بدا، مهدی(عج) ما تو غیبته
کسی اونو نمیبینه، دیدن اون یه حاجته
آی بچه های مهربون ، نو گُلای شیرین زبون
بیاید بریم پیش خدا، بگیم بیاد اماممون
بیاید باهم دعا کنیم! آقای مهربون بیاد
سوار اسبِ سفیدش از راه آسمون بیاد
آی بچّه ها دستاتونو با هم به بالا بیارید
از ته دل دعا کنید همراه بارون ببارید
وقتی اماممون بیاد، عالمو آباد می کنه
اون که میاد با مقدمش دلامونو شاد می کنه
اون که میاد یه آسمون بارون رحمت می باره
برا دلای غم زده بهار شادی می یاره
اون که میاد تو دامنش گلای اطلسی داره
از چشای مهربونش ژاله و شبنم می باره
اون که میاد گل پسر یاس کبود حیدره
زاده نرجس و حسن(ع)، خیلی عزیز و دلبره
اون که میاد آقامونه، مرشد و مقتدامونه
منجی خلق عالم و جلوه ای از خدامونه
اون که میاد بهار ماست ، مظهر افتخار ماست
تجلی وجه خدا، حاصل انتظار ماست
آی آدما، آی آدما، شبیه بچه ها بشید
مثل اونا نگاه کنید، مثل اونا دم بگیرید
آی مادرا، آی پدرا، بچه ها لطف و نعمتن
خیلی مراقبت کنید، فرشته های رحمتن
اشک چشای بچه ها دونه دونه حساب میشه
دستای کوچیک اونا، دعای مستجاب میشه
اللهم عجل لولیک الفرج 


التماس دعا: میثم نجفی
